نوشتن ترانه را همیشه دوست دارم،تصور این که ترانه ها با موسیقی و صدای خواننده شنیده شوند،حس خاصی دارد،هر چند ترانه هایم را برای دل خودم می نویسم،بعضی اوقات با موسیقی و صدای خواننده،توی ذهنم با خیال،ان ها را می شنوم.
شاید نوشتن اولین واخرین پناهی است که همیشه به من نزدیک بوده ولی با این وجود ان را پنهان می کنم،ایده های داستانی در من متولد می شوند،رشد می کنند و گاهی می میرند.
روزهای اخر تابستان را پشت سر می گذارم،پاییز می اید،مهر از راه می رسد،به یاد زنگ کلاس انشاء افتادم،بهترین کلاسی که دوست داشتم،هوای تازه ی کلاس ادبیات و انشاء که مقابل منطق خشک درس جبرو هندسه به دادم می رسید،مخاطبانی که دوستان همکلاسی بودند ومعلمی که گوش شنوایی داشت برای شنیدن.
«نقاشی پاییز اثر کلود مونه»

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر